|
|
|
|
|
دلم انگاری گرفته قد بغض یا کریما عصر جمعه توی ایوون می شینم مثل قدیما تو دلم می گم آقا جون تو مرادی من مریدم من به اندازه ی وسعم طعم عشقتو چشیدم کاشکی از قطره ی اشکت کمی آبرو بگیرم یعنی تو چشمه ی چشمات با نگات وضو بگیرم برای لحظه ی دیدار از قدیما نقشه داشتم یه دونه هدیه ی ناچیز واسه تو کنار گذاشتم یادم یکی بهم گفت هر کی تنهاست توی دنیا یه دونه نامه ی خوش خط بنویسه واسه آقا کاغذ نامه رو بعدش توی رودخونه بریزه بنویسه واسه مولاش خاطرت خیلی عزیزه |
||
|
+
نوشته شده در ساعت 12:28 توسط مجنون مهدی (عج)
|
|
||